تا چند سال پیش، چهارشنبهها روز اعدام بود. هم زندانیان و هم روزنامهنگاران و فعالان حقوق بشر و هم وکلا میدانستند که تا چهارشنبه نرسد، حکم اعدامی اجرا نخواهد شد. به این ترتیب لااقل مطمئن بودند که غیر از این روز، در روزهای دیگر هفته، سری بالای دار نخواهد رفت.
قبلترها دو ماه قمری محرم و صفر، ماههایی بودند که هیچ حکم اعدامی در آنها اجرا نمیشد. وکلا در این دوماه فرصت داشتند تا پرونده موکلان "زیرحکمشان" را دوباره به جریان بیندازند و فعالان حقوق بشر نیز فرصتی دوماهه برای جلب افکار عمومی علیه حکم اعدام داشتند. خانواده متهم نیز خیالشان آسوده بود که فرزندشان یا همسرشان تا دو ماه دیگر زنده خواهد ماند.
چند سالی است اما که این رویه تغییر کرده. دیگر نه "چهارشنبهی اعدامی" وجود دارد و نه "ماه حرامی". گویا همهی روزها و همهی ماهها ساختهشدهاند برای مرگ.
ماکان مولودزاده سحرگاه یکشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۶ به جرم لواط در ۱۳ سالگی اعدام شد. او بارها پس از اعتراف اولیه، گفته بود که این عمل را انجام نداده و تحت فشار اعتراف کرده است.
دارا دارابی پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ در حالی به دار آویخته شد که به خاطر عشقی در ۱۷ سالگی اعتراف به قتل کرده بود. اعترافی که بعدها بارها پس گرفته شد.
بهنود شجاعی یکشنبهی نوزدهمین روز مهرماه سال ۸۸ اعدام شد. او بارها گفته بود که در یک نزاع دوستانه زمانی که فقط ۱۷ سال داشته تنها برای دفاع از خود به مقتول حمله کرده است.
احسان فتاحیان سحرگاه چهارشنبه ۲۰ آبان ۱۳۸۸ در حالی اعدام شد که دادگاه بدوی به اتهام عضویت در گروه پژاک تنها ۱۰ سال حبس در تبعید برایش تعیین کرده بود.
صبح روز پنجشنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۸ نیز مصلح زمانی به دار آویخته شد. اتهام او ابتدا تجاوز به عنف بود. اما دختری که شاکی این پرونده بود، بعدا شکایت خود را پس گرفت و حتی گفت که با متهم هیچ گونه رابطه جنسی نداشته است. اما مصلح زمانی اعدام شد. گفته شد اتهام او شرارت بوده.
قصاص: گرفتن حق حیات یک انسان توسط انسانی دیگر
از پنج مورد ذکرشده در بالا، دلارا دارابی و بهنود شجاعی به قصاص متهم شدند. این یعنی که خانواده مقتول درخواست اعدام این دو تن را از دادگاه کردند.
سلطانی، سپردن حق حیات به یک انسان دیگر را نیز یکی دیگر از مشکلات سیستم قضایی ایران میداند. او میگوید: «اختیار اجرای سختترین مجازات که اعدام باشد، نباید در اختیار افراد عادی باشد. یعنی پدر و مادر یا خانوادهی مقتول نباید چنین اجازهای داشته باشند. حداکثر باید بتوانند مثلاً تقاضای حبس یا چیز دیگری را کنند. اما اعدام و سپردن اجرای اعدام به دست افراد عادی، به نظر من قابل توجیه نیست».
و چهار نفر از پنج نفری که نامشان در لیست اعدامیهای ابتدای این متن آمد، زمانی که هنوز به ۱۸ سال نرسیده بودند مرتکب جرم شدهاند. این در حالی است که طبق پیماننامه حقوق کودک که دولت جمهوری اسلامی ایران نیز در سال ۱۳۷۲ آن را امضا کرده، افراد زیر ۱۸ سال را نباید به مجازاتهای سنگین محکوم کرد.
عبدالفتاح سلطانی به مشکل قوانین ایران در این زمینه اشاره کرده و میگوید: «مشکل قانونی این است که متأسفانه در قوانین جاری مملکت تعریفی که از طفل یا کودک شده، برای پسر ۱۵ سال تمام قمری و برای دختر ۹ سال قمری است که مسئولیت کیفری برایشان تعیین میکنند. این ایراد قانونی است که باید این قانون اصلاح شود».
به گزارش سازمان عفو بینالملل تنها در سال ۲۰۰۸ میلادی ۳۴۶ نفر در ایران اعدام شدند. این گزارش میافزاید تنها در طول سه ماه پس از آغاز دومین دور ریاست جمهوری احمدینژاد ۱۱۵ نفر در ایران اعدام شدهاند.
همچنین بر اساس این گزارش، ایران تنها کشور جهان در سال ۲۰۰۸ بود که متهمان زیر ۱۸ سال را اعدام کرد. ۸ نوجوان کمتر از ۱۸ سال در سال ۲۰۰۸ در ایران به دار آویخته شدند.
اعدام ۳۴۶ نفر در عرض ۳۶۵ روز یک سال یعنی تقریبا در هر روز یک نفر در ایران اعدام شده است. پس پر بی راه نیست اگر بگوییم تمامی روزها روز اعدام است.